تبلیغات
تحقیقات و مقاله های ویژه معلمان

تحقیقات و مقاله های ویژه معلمان

خوشبختی ما : تجربه از دیـروز، استفاده از امـروز، امیـد به فـردا

 

خلاصه كتاب راز

 

نوع مطلب :خلاصه كتاب راز ،

نوشته شده توسط:علی اكبر ادهم ماراللو آموزگار ششم استان اردبیل شهرستان پارس آباد

خلاصه كتاب راز اثر: راندا برن ترجمه اسماعیل حسینی انتشارات راشین چاپ 1386

نتیجه تصویری برای کتاب راز

هر چه در بالا، همان در پایین. هر چه در درون، همان در بیرون. (لوح امرالد، حدود 3000 سال قبل از میلاد)

- قانون جذب راز بزرگ زندگی است.

- قانون جذب می گوید كه هر چیز چیزهای شبیه خودش را جذب می كند. بنابراین وقتی به چیزی فكر می كنی، افكار مشابه آن چیز را هم به طرف خودت جذب می كنی.

- افكار خاصیت مغناطیسی و فركانس دارند. وقتی فكر می كنی،‌افكارت را به جهان خارج می فرستی و آن ها با خاصیت مغناطیسی تمام چیزهای مشابهی را كه از نظر فركانس با آن یكی هستند به خود جذب می كنند. هر فكری كه از ذهن خارج شود دوباره به منبعش برمی گردد و این منبع خود تو هستی.

- تو مثل یك برج فرستنده امواج تلویزیونی هستی و با فكرهایت فركانسی را پخش می كنی. اگر می خواهی چیزی را در زندگی ات عوض كنی. باید با تغییر دادن فكرهایت فركانس را عوض كنی.

- فكری كه الان در سر داری زندگی آینده ات را می سازد. تو زندگی ات را با فكرهایت می سازی. چیزی كه بیشتر به آن فكر می كنی یا بیشتر روی آن تمركز می كنی به شكل زندگی تو ظاهر می شود.

- افكارت واقعیت پیدا می كنند.

 

- قانون جذب یك قانون طبیعی است و مثل جاذبه بی طرف است.

- هیچ چیز نمی تواند وارد زندگی تو شود مگر این كه با فكر كردن مداوم آن را به زندگی ات وارد كنی.

- برای این كه بدانی داری به چه چیزی فكر می كنی، از خودت بپرس كه چه احساس داری. احساسات ابراز با ارزشی هستند كه فوراً به ما می گویند به چه چیزی فكر می كنیم.

- داشتن احساس بد و افكار خوب در آن واحد غیر ممكن است.

- افكار تو فركانس امواجی را كه به اطراف می فرستی تعیین می كنند و احساساتت فورا به تو می گویند روی چه فركانسی هستی. وقتی احساس بدی داری، روی فركانسی هستی كه چیزهای بد بیشتری را به طرف تو جذب می كند. وقتی احساس خوبی داری. چیزهای خوب بیشتری را با قدرت به طرف خودت جذب می كنی.

- احساس عشق بالاترین فركانسی است كه می تواند منتشر كنی. هرچه بیشتر احساس عشق كنی و عشق بیشتری را منتشر كنی، قدرت بیشتر به دست می آوری.

 

- قانون جذب، مانند غول چراغ جادو،‌ تمام خواسته های ما را برآورده می كند.

- با استفاده از فرآیند خلاق در طی سه مرحله می توانی چیزی را كه می خواهی خلق كنی: 1- مطرح كردن 2- باور داشتن 3- احساس كردن.

- «خواستن» آرزویت از دنیا به تو این فرصت را می دهد كه در مورد خواسته ات روشن شوی. وقتی از نظر ذهنی روشن باشی كه چه می خواهی، در حقیقت خواسته ات را مطرح كرده ای.

- منظور از «باور داشتن» این است كه با تمام وجود، چه در رفتار، چه در گفتار و چه در افكار، اطمینان داشته باشی كه چیزی را كه درخواست كرده ای همین حالا به دست آورده ای. وقتی فركانس «دریافت كردن چیزی» را صادر می كنی، قانون جذب تمام افراد، موقعیت ها و اتفاق ها را برای برآورده كردن خواسته ات فعال می كند.

- «دریافت كردن» خواسته یعنی این كه احساساتت در مورد آن خواسته درست مانند وقتی باشد كه آن را واقعا دریافت می كنی. یعنی واقعا احساس كنی كه آن چیز دیگر مال توست. «داشتن احساس خوب» تو را روی فركانس چیزی كه می خواهی قرار می دهد.

- برای كم كردن وزن، روی «كم كردن وزن» تمركز نكن. به جای آن روی وزن ایده آلت تمركز كن. «داشتن وزن ایده آل» را با تمام وجود احساس كن. آن وقت است كه وزن ایده آلت را به سوی خودت جذب خواهی كرد.

- دنیا برای عملی كردن خواسته تو به زمان نیاز ندارد. برای دنیا آشكار كردن یك میلیون دلار همان قدر آسان است كه آشكار كردن یك دلار.

- خواستن چیزهای كوچكی از قبیل یك فنجان قهوه یا جای پارك راه آسانی برای تجربه كردن عملی قانونی جذب است. با تمام قدرت اراده كن كه چیزهای كوچك را جذب كنی. وقتی بفهمی كه چه قدرتی برای جذب خواسته هایت داری، به سمت خلق چیزهای بزرگ تر كشیده می شوی.

- روز خودت را پیشاپیش خلق كن. برای این كار به این فكر كن كه می خواهی روزت چه طور بگذرد. با این كار زندگی ات را آگاهانه خوای ساخت.

 

- انتظار نیروی جذب كننده قدرتمندی است. انتظار چیزهایی را داشته باش كه می خواهی و انتظار چیزهایی را كه نمی خواهی نداشته باش.

- سپاس گزاری و قدردانی نیروی قدرتمندی برای تغییر دادن انرژی توست و نعمت های بیشتری را وارد زندگی ات می كند. به خاطر نعمت هایی كه در حال حاضر داری خدا را شكر كن تا چیزهای خوب بیشتری را جذب كنی.

- تشكر و قدردانی پیش از دریافت چیزی كه می خواهی اشتیاقت را بیشتر می كند و در نتیجه برای دریافت آن پیام قدرتمندتری به هستی می فرستی.

- تجسم یعنی این كه در ذهنت خودت را تصور كنی كه در حال لذت بردن از چیزی هستی كه آرزویش را داری. وقتی تجسم می كنی، افكار و احساسات قدرتمندی در وجودت شكل می گیرد انگار به آرزویت رسیده ای. سپس قانون جذب آن چه را در ذهنت مجسم كرده ای به صورت واقعیت به تو می گرداند.

- اگر می خواهی از قانون جذب به نفع خودت استفاده كنی، باید مدام آن را به كار ببری، نه برای مدت كوتاهی.

- هر شب قبل از خواب به اتفاقاتی كه در طور روز برایت افتاده فكر كن. و هر رویداد یا لحظه ای را كه دلخواهت نبوده به شكل دلخواه در ذهنت بازسازی كن.

 

- برای جذب پول به ثروت فكر كن. اگر همه حواست متوجه كمبود پول باشد، غیرممكن است بتوانی پول بیشتری را جذب زندگی ات كنی.

- خوب است قوه تخیلت را به كار ببری و طوری رفتار كنی كه انگار همین حالا پولی را كه می خواهی داری. طوری رفتار كن كه انگار ثروتمند هستی تا احساس بهتری نسبت به پول پیدا كنی. وقتی احساس بهتری نسبت به پول داشته باشی، پول بیشتری را به خودت جذب می كنی.

- همین لحظه شاد بودن سریع ترین راه جذب پول به زندگی ات است.

- هدفت این باشد كه به هر چه دوست داری نگاه كنی و بگویی: «كاری نداره . من می تونم بخرمش.» با این كار طرز فكرت را تغییر میدهی و نسبت به پول احساس بهتری پیدا می كنی.

- پولت را به دیگران ببخش تا پول بیشتری به زندگی ات بیاید. وقتی در مورد پول دست و دل باز باشی و پولت را با دیگران قسمت كنی،‌ در واقع داری به دنیا می گویی: «من كلی پول دارم.»

- مدام تجسم كن كه چك دریافت می كنی.

- سعی كن در ترازوی ذهنت كفه ثروت سنگین تر باشد. به ثروت فكر كن.

 

- وقتی می خواهی با دیگران ارتباط برقرار كنی، باید مطمئن شوی كه افكار ، حرف ها،‌كارها و محیط اطرافت در تضاد و تعارض با خواسته ات قرار نگرفته اند.

- به نیازها و خواسته های خودت رسیدگی كن تا وقتی نیازهای خودت را برآورده نكنی،‌نمی توانی به دیگران كمك كنی.

- به خودت احترام بگذار و عشق بورز تا كسانی را كه به طرف خودت جذب كنی كه دوستت دارند و برایت احترام قائلند.

- وقتی احساس بدی نسبت به خودت داری،‌از ورود عشق به درونت جلوگیری میكنی و در عوض موقعیت ها و افرادی را به طرف خودت جذب می كنی كه احساس بد تو را بیشتر می كنند.

- اگر همه حواست را متوجه ویژگی های مثبت وجودت كنی،‌قانون جذب خصوصیات بی نظیر دیگرت را آشكار خواهد كرد.

- اگر می خواهی رابطه مفید و موثری داشته باشی، به جای گله و شكایت فقط به ویژگی های ارزشمند طرف مقابلت فكر كن. وقتی به ویژگی های مثبت دیگران توجه می كنی، بیشتر از آن ویژگی ها بهره مند می شوی.

 

- تاثیر دارو نما نمونه ای عملی از قدرت قانون جذب است. وقتی بیمار واقعا باور دارد كه دارونما شفابخش است، به چیزی كه به آن معتقد است می رسد و درمان می شود.

- «تمركز روی سلامتی كامل» كاری است كه همه ما می توانیم از درون انجام بدهیم، صرف نظر از این كه دور و برمان چه می گذرد.

- خنده شادی می آورد، افكار منفی را از بین می برد و معجزه آسا بیماری ها را درمان می كند.

- بیماری با فكر و توجه بیش از حد به آن در بدن ماندگار می شود. اگر حالت زیاد خوب نیست، لازم نیست در موردش با دیگران حرف بزنی،‌ مگر این كه دنبال درد و بیماری بیشتر باشی. وقتی به حرف های مردم در مورد مریضی شان گوش می كنی،‌انرژی بیماری شان را افزایش می دهی. به جای این كار موضوع صحبت را عوض كن و درباره چیزهای خوب حرف بزن و با قدرت روی سلامتی آن ها تمركز كن.

- باورهایی كه در مورد پیری و فرسودگی و بیماری های مختلف می زنند گوش نكن. حرف های منفی برایت هیچ سودی ندارند.

 

- هر چه بیشتر در برابر چیزی مقاومت كنی، بیشتر آن را جذب می كنی. اگر می خواهی چیزی را تغییر بدهی، به درونش نفوذ كن و با افكار و احساساتت پیام جدیدی را به دنیا بفرست.

- تو نمی توانی با تمركز روی چیزهای منفی، دنیا را تغییر بدهی. وقتی حواست را متوجه حوادث و اتفاقات بدی كه در دنیا می افتد می كنی، نه فقط اوضاع را بدتر می كنی بلكه روی زندگی ات هم اثر منفی می گذاری.

- به جای توجه كردن به مشكلات دنیا توجه و انرژی ات را صرف عشق، اعتماد، وفور نعمت، صلح كن.

- هیچ وقت منبع چیزهای خوب تمام نمی شود چون به اندازه كافی برای همه وجود دارد. هدف زندگی وفور و فراوانی نعمت است.

- تو می توانی با فكر و احساسات به منابع نامحدود نعمت دست پیدا كنی و آن را تجربه كنی.

- هر چیز در این دنیا را تحسین كن و برای همه آرزوی بركت و نعمت كن. با این كار تمام افكار منفی و ناسازگاری هایت را از بین می بری و امواجت را روی بالاترین موج عالم، یعنی عشق، تنظیم می كنی.

- همه چیز انرژی است. تو یك توده متراكم انرژی هستی بنابراین می توانی هر چیزی را كه می خواهی به طور الكتریكی تحریك كنی كه به سمت تو جذب شود یا انرژی الكتریكی خود را طوری تنظیم كنی كه به سمت آن چیز بروی.

- تو یك موجود غیر مادی هستی. تو انرژی هستی و انرژی نمی تواند، به وجود بیاید یا از بین برود، فقط تغییر حالت می دهد. بنابراین حقیقت وجود تو همیشه بوده و همیشه خواهد بود.

- دنیا از فكر تشكیل شده است. ما نه تنها خالق سرنوشت خود بلكه آفریننده سرنوشت جهان هستیم.

- یك منبع نامحدود از افكار و رویدادهای مختلف در اختیار توست. تمام دانش ها، كشف ها و اختراعات به صورت بالقوه در ذهن بیكران هستی وجود دارند و منتظرند تا ذهن بشر آن ها را استخراج كند. همه چیز در ضمیر تو وجود دارد.

- همه ما به هم وصلیم، همه ما یكی هستیم.

- خودت را از دست سختی ها و مشكلات گذشته، ناهنجاری های فرهنگی و باورهای نادرست اجتماعی رها كن. تو تنها كسی هستی كه می توانی آن زندگی را كه شایسته اش هستی به وجود بیاوری.

- یك راه میان بر برای رسیدن به آرزوهایت این است كه به چیزی كه می خواهی به عنوان واقعیت محضی كه وجود دارد نگاه كنی.

- قدرت تو در افكار توست بنابراین یادت باشد همیشه هوشیار باشی و مراقب باشی كه به چه چیزی فكر می كنی. به عبارت دیگر «یادت باشد كه یادت نرود».

 

- تو باید تخته سیاه زندگی ات را با آنچه می خواهی پر كنی.

- تمام چیزی كه الان به آن احتیاج داری این است كه احساس خوبی داشته باشی.

- هرچه از نیروی درونی ات بیشتر استفاده كنی، نیروی بیشتری در درونت كشف خواهی كرد.

- وقت دریافتن عظمتت همین حالاست.

- ما در میانه یك عصر پرشكوه هستیم. به محض اینكه از بند افكار محدود كننده خلاص شویم،‌ عظمت واقعی بشر را در هر زمینه ای از خلقت خواهیم دید.

- كاری را كه دوست داری انجام بده. اگر نمی دانی لذت واقعی تو در چیست، از خودت بپرس: «چه چیزی به من لذت می دهد؟» وقتی خود را برای انجام كاری كه برایت لذت بخش است متعهد می كنی، آبشاری از چیزهای لذت بخش به زندگی ات سرازیر می شود چون تو امواج لذت را به اطرافت می تابانی.

- حالا كه دانش راز را فرا گرفتی، بستگی به خودت دارد كه چطور از آن استفاده كنی. هر چیزی و كاری كه انتخاب كنی حق با توست. همه قدرت متعلق به توست.

تایپ: علی اكبر ادهم

 



چرا فرهنگ عذرخواهی نداریم؟

 

نوع مطلب :چرا فرهنگ عذرخواهی نداریم؟ ،

نوشته شده توسط:علی اكبر ادهم ماراللو آموزگار ششم استان اردبیل شهرستان پارس آباد

نماهای اجتماعی از گردن نگرفتن

          در مترو ایستاده ای ناگهان مسافری می‌آید و پایش را به روی پای تو می‌گذارد و بدون اینکه به روی خود بیاورد و از این رفتار معذرت خواهی کند، راهش را می‌کشد و می‌رود!

          داخل خیابان اصلی مشغول رانندگی هستی ناگهان اتومبیلی از فرعی وارد می‌شود و چیزی نمانده که با تو تصادف کند، با آنکه حق تقدم با تو بوده و او خلاف آمده با کمال تعجب می‌بینی که به جای اینکه معذرت خواهی کند، تازه طلبکار هم هست و سرش را از شیشه بیرون آورده و داد و بیداد می‌کند! در پیاده روی خیابان در حال راه رفتنی ناگهان از یکی از مغازه‌ها یک پارچ آب به سمت تو پاشیده می‌شود و کل وجودش را خیس می‌کند، در این هنگام مغازه دار به جای معذرت خواهی طوری رفتار می‌کند که انگار تقصیر تو بوده که بد موقع از پیاده رو رد شده ای!

            در چنینی شرایطی که عذر خواهی به حلقه مفقوده فرهنگ کشورمان تبدیل شده است، این نهادهایی مانند آموزش و پرورش و رسانه به خصوص رسانه ملی هستند که باید در این زمینه فرهنگ سازی کنند تا معذرت خواهی به عنوان یک ارزش در جامعه ما مطرح شود و مردم به دنبال فرار از آن نباشند

             این اتفاق‌ها و هزار نمونه مشابه آن بارها در زندگی همه ما پیش آمده است، شاید در برخی از موارد این ما بوده‌ایم که در مقابل عملی نادرست به جای معذرت خواهی به دنبال شانه خالی کردن بوده‌ایم. اما در هر حال مسئله یکسان است ؛ اینکه پس از انجام رفتاری نادرست، معذرت خواهی فراموش شده است.

                                                           نتیجه تصویری برای "عذرخواهی"

عذر خواهی در آیات و روایت

          عذر خواهی در آیات قرآن و روایات، نقش پررنگی دارد و بارها به مسلمانان تاکید شده است که در صورت بروز رفتار نادرست، معذرت خواهی شود. در همین راستا در قرآن کریم 87 بار از توبه و معذرت خواهی سخن به میان آمده و در روایات هم آمده است که حضرت علی(ع) به مردم می‌گویند: من و شما بر هم حقوقی داریم و اولین حق شما بر من این است که چیزی را از شما پنهان نکنم .

فرار از خسارت و مسئولیت

         یکی از دلایلی که عذرخواهی در کشور باب نیست، مسئله فرار از خسارت و بار مسئولیتی است که اشتباهات به دنبال دارد. زمانی که یک فرد متوجه می‌شود که با اعتراف به اشتباه و عذرخواهی، باید مسئولیت خسران وارد آمده را بر عهده گیرد یا اینکه با این کار خود را متوجه تنبیه و جزا می‌کند، ترجیح می‌دهد که به طور کلی مسئله را انکار کند تا از زیان‌های احتمالی مصون بماند. همین می‌شود که دیگر کسی اشتباهاتش را گردن نمی‌گیرد، چه برسد به اینکه بخواهد عذرخواهی کند.

         یکی از دلایلی که عذرخواهی در کشور باب نیست، مسئله فرار از خسارت و بار مسئولیتی است که اشتباهات به دنبال دارد. زمانی که یک فرد متوجه می‌شود که با اعتراف به اشتباه و عذرخواهی، باید مسئولیت خسران وارد آمده را بر عهده گیرد یا اینکه با این کار خود را متوجه تنبیه و جزا می‌کند، ترجیح می‌دهد که به طور کلی مسئله را انکار کند تا از زیان‌های احتمالی مصون بماند

 

وقتی عذرخواهی در جامعه ارزش نباشد!

        اینکه در کشورهای اروپایی یا کشورهایی مانند ژاپن اگر مقام مسئولی اشتباهی انجام می‌دهد، هر چند خسارت داشته باشد و حتی اگر اعتراف او مجازات شدیدی را برایش به دنبال داشته باشد، باز هم اعتراف می‌کند و معذرت خواهی می‌کند، به این دلیل هم هست که معذرت خواهی و مسئولیت پذیری در مقابل اشتباهات در آن کشورها ارزش تلقی می‌شود و اصلاً کسی نمی‌تواند اشتباهش را گردن نگیرد، چون رسانه و به طور کلی افکار عمومی اجازه وقوع چنین اتفاقی را نمی‌دهند.

        در چنین کشورهایی فرهنگ معذرت خواهی درونی شده است و کسی دلیلی برای فرار از بار مسئولیت کارهایش نمی‌بیند. اما در کشور ما، همه از همان کودکی به دنبال راه های شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت کارهایشان هستند و هر کسی هم بیشتر از زیر بار مسئولیت اشتباهاتش فرار کند، از دیدگاه دیگران زرنگ‌تر جلوه می‌کند!

نتیجه تصویری برای "عذرخواهی"

مسئولین عذرخواهی را فرهنگ غربی تلقی می‌کنند

         جالب اینجا است که مسئولین ما در مقابل این پرسش که چرا پس از اشتباهاتشان از مردم معذرت خواهی نمی‌کنند، فرهنگ معذرت خواهی را غربی تلقی می‌کنند و الزامی برای اعتراف به اشتباهاتشان که ملتی را دچار خسران می‌کند، احساس نمی‌کنند. این در حالی است که معذرت خواهی در فرهنگ ایران باستان و هم چنین در متون اسلامی بارها و بارها تاکید شده است و بیشتر از اینکه غربی باشد ، متعلق به فرهنگ ایرانی و اسلامی است. اما مسئله این است که مسئولین با این تلقی به دنبال فرار از بار مسئولیت اشتباهاتشان هستند.

رسانه و آموزش و پرورش باید فرهنگ عذر خواهی را نهادینه کند

         در چنینی شرایطی که عذر خواهی به حلقه مفقوده فرهنگ کشورمان تبدیل شده است، این نهادهایی مانند آموزش و پرورش و رسانه به خصوص رسانه ملی هستند که باید در این زمینه فرهنگ سازی کنند تا معذرت خواهی به عنوان یک ارزش در جامعه ما مطرح شود و مردم به دنبال فرار از آن نباشند.

کیانا نیکفام

http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=218217



مثبت‌اندیشی ضامن بقا و موفقیت

 

نوع مطلب :مثبت‌اندیشی ضامن بقا و موفقیت ،

نوشته شده توسط:علی اكبر ادهم ماراللو آموزگار ششم استان اردبیل شهرستان پارس آباد

مثبت‌اندیشی ضامن بقا و موفقیت

محققان اخیرا آنچه را کارشناسان علوم انگیزشی همچون خود من سال‌ ها تدریس کرده‌اند اثبات نموده‌اند و آن این است که مثبت‌اندیشی چنان نیروی عظیمی است که موجب افزایش طول عمر می‌شود. مثبت‌اندیشی همچنین با کسب ثروت و موفقیت مرتبط است.

 نتایج مطالعه‌ای دراهایو که موضوع پیری و بازنشستگی را 20 سال مورد بررسی قرار داده است نشان می‌‌دهد نظر افراد در مورد پیری بر میزان عمر آنها تاثیرگذار است. بنابر یافته‌های این تحقیق افرادی که درباره پیری نگرش مثبتی دارند به طور متوسط 8/7 سال بیش از کسانی که نگرششان در این باره منفی است عمر می‌کنند .

البته بدیهی است که عوامل بسیاری بر طول عمر انسان تاثیرگذار است. اما از آنجا که این تحقیق روی 1157 نفر انجام شده است سعی شده تاثیر عوامل دیگر تا حد امکان تحت کنترل قرار گیرد. در نتیجه اگر وضعیت جسمانی افراد تا حدی تحت تاثیرنگرش آنها درباره پیری است،‌ مثبت‌اندیشی چه اثری در پی دارد؟ به طور کوتاه باید گفت :

«همه چیز تحت تاثیر نگرش ماست

حال که چنین است از خود بپرسید می‌خواهید بر چه چیزی اثر بگذارید. بر سلامتی،‌شادابی، در آمدتان، کدامیک؟ ابتدا لیستی از موارد دلخواه تهیه کنید. اما سعی کنید کمتر از 7 مورد را در نظر بگیرید تا بتوانید نیروی خود را به خوبی روی آنها متمرکز کنید. سپس نگرش واقعی خود را درباره این موارد بیابید و برای دستیابی به حقیقت امر از دیگران بخواهید نظر خود را درباره نگرش شما نسبت به آن موارد اعلام کنند. اگر اعمال و رفتارتان مطابق نگرشتان نیست،‌ برای یافتن نگرش واقعی خود به اعمال و رفتارتان توجه کنید زیرا آنها معرف‌های واقعی‌ تری هستند. حال ببینید نگرشتان برای دستیابی به هر یک از اهداف موردنظر اثربخش است یا خیر. ببینید در کدام یک از زمینه‌ها لازم است نگرشتان را تغییر دهید و نگرش تازه‌ای در پیش گیرید. سعی کنید نگرش تازه را به باور تبدیل کنید. برای نمونه اگر می‌خواهید نگرشتان این باشد که «پولدار شدن خوب است» چند بار در روز این جمله را تکرار کنید: «من عقیده دارم پولدار شدن خوب است». این نوع تاکید و تصریح راهی بسیار موثر برای تغییر نگرش در مدتی کوتاه است .

برای تغییر نگرش همچنین می‌توانید از دوستان و اطرافیانتان کمک بگیرید. از آنها بخواهید شما را از نشانه‌های تغییر نگرشتان با خبر سازند. این کار موجب ایجاد روحیه، عزت‌نفس و تسریع روند تغییر می‌شود. خود من دریافته‌ام به دلیل اینکه کارشناس علوم انگیزشی هستم اطرافیانم انتظار دارند همواره مرا با روحیه و با نشاط ببینند. بدین ترتیب زمانی که مطابق انتظار آنها سرحال نیستم سریعا متوجه می‌شوند و همین باعث می‌شود بتوانم فوراً روحیه خود را به دست آورم. در این خصوص همیشه به مخاطبانم می‌گویم که یکی از بدی‌های شغل من این است که هیچ وقت حق ندارم ناراحت باشم.

من به دلیل نیروی عظیم نگرش انسان و نقش مهم آن، شرح زیر را در کتابم با عنوان «60 ثانیه تا موفقیت» آورده‌ام: «خودتان طالع‌بین خودتان باشید و برای خود چیزهای خوب پیشگویی کنید. این یکی از ترفندهایی است که طالع‌بینان از آن استفاده می‌کنند و شما هم می‌توانید آن را به کار بندید. طالع‌بینان به سرعت متوجه می‌شوند که افکار فرد مراجعه‌کننده مثبت است یا منفی. سپس براساس برداشتی که از نگرش فرد می‌کنند درباره او به پیشگویی می‌پردازند. شما می‌توانید خودتان این کار را بکنید. اگر دیدتان مثبت است، پس اتفاقات خوشایندی در انتظار شماست. اما اگر فرد بدبینی هستید، باید در انتظار اتفاقات ناخوشایندی باشید .

اگر می‌خواهید سرنوشت خوبی برای خودتان پیش‌بینی کنید، افکار و رفتار مثبتی داشته باشید و ببینید جهان از آن شما می‌شود. وقتی صحبت می‌کنید دید مثبتی از خود داشته باشید. اگر دیدتان در این خصوص منفی باشد، علاوه بر اینکه خودباوری خود را از دست می‌‌دهید موجب می‌شوید دیگران هم باور خود را نسبت به شما از دست بدهند. همیشه در خودتان مثبت صحبت کنید. حتی اگر کسی شنونده صحبت‌هایتان نیست، خودتان می‌شنوید و خودتان مهم‌ترین فرد هستید. فراموش نکنید که نگرش شما به دیگران هم سرایت می‌‌کند. پس برای خودتان و دیگران آینده روشنی پیش‌بینی کنید و ببینید چگونه به حقیقت می‌پیوندد .»

در آخر باید گفت نگرش ما عاملی بسیار نیرومند است که می‌توان از آن سود جست یا متضرر گشت. من تاکید می‌ کنم که از آن در جهت مثبت استفاده کنید و از این لحظه به بعد بر نقاط مثبت زندگی‌تان تمرکز کنید. زندگی قطع نظر از نگرش ما به روند خود ادامه می‌دهد اما نوع نگرش ما بر طول عمرمان تاثیرگذار است .

نویسنده : Edward W.Smith

مترجم: فرناز صفدری  

برگرفته از : روزنامه تفاهم

اخذ شده: http://www.creativity. ir



به دنبال فلك

 

نوع مطلب :حكایت های آموزنده ایران به دنبال فلك ،

نوشته شده توسط:علی اكبر ادهم ماراللو آموزگار ششم استان اردبیل شهرستان پارس آباد

به دنبال فلك

مرد فقیری بود كه آه در بساط نداشت و به هر دری كه می زد كار و بارش رو به راه نمی شد. شبی تا صبح از غصه خوابش نبرد. نشست فكر كرد چه كند, چه نكند و آخر سر نتیجه گرفت باید برود فلك را پیدا كند و علت این همه بدبختی را از او بپرسد. ر

خرت و پرت مختصری برای سفرش جور كرد؛ راه افتاد رفت و رفت تا در بیابانی به گرگی رسید. گرگ جلوش را گرفت و گفت «ای آدمی زاد دوپا! در این بر بیابان كجا می روی؟» مرد گفت «می روم فلك را پیدا كنم. سر از كارش در بیاورم و علت بدبختیم را از او بپرسم». گرگ گفت «تو را به خدا اگر پیداش كردی اول از قول من سلام برسان؛ بعد بگو گرگ گفت شب و روز سرم درد می كند. چه كار كنم كه سر دردم خوب بشود.» مرد گفت «اگر پیداش كردم, پیغامت را می رسانم.»

و باز رفت و رفت تا رسید به پادشاهی كه در جنگ شكست خورده بود و داشت فرار می كرد. پادشاه تا چشمش افتاد به مرد, صداش زد «آهای! از كجا می آیی و به كجا می روی؟» مرد جواب داد «رهگذرم. دارم می روم فلك را پیدا كنم و از سرنوشتم باخبر شوم.» پادشاه گفت «اگر پیداش كردی بپرس چرا من همیشه در جنگ شكست می خورم.» مرد گفت «به روی چشم!»

و راهش را گرفت و رفت تا رسید به دریا و دید ای داد بی داد دیگر هیچ راهی نیست و تا چشم كار می كند جلوش آب است. ناامید و با دلی پر غصه نشست لب دریا كه ناگهان ماهی بزرگی سر از آب درآورد و گفت «ای آدمی زاد! چه شده زانوی غم بغل گرفته ای و نشسته ای اینجا؟»مرد گفت «داشتم می رفتم فلك را پیدا كنم و از او بپرسم چرا من همیشه آس و پاسم و روزگارم به سختی می گذرد كه رسیدم اینجا و سفرم ناتمام ماند. چون نه كشتی هست كه سوار آن شوم و نه راهی هست كه پیاده بروم.» ماهی گفت «تو را می برم آن طرف دریا؛ به شرطی كه قول بدی فلك را كه پیدا كردی از او بپرسی چرا همیشه دماغ من می خارد.» مرد قول داد و ماهی او را به پشتش سوار كرد و برد آن طرف دریار

مرد باز هم رفت و رفت تا رسید به باغ بزرگی كه انتهاش پیدا نبود و پر بود از درخت های سبز شاداب و بوته های زرد پژمرده. خوب كه نگاه كرد, دید كرت درخت های شاداب پر آب است و كرت بوته های پژمرده از خشكی قاچ قاچ شدهرمرد جلوتر كه رفت باغبان پیری را دید كه ریش بلند سفیدش را بسته دور كمر؛ پاچه شلوارش را زده بالا؛ بیلی گذاشته رو شانه و دارد آبیاری می كندرباغبان از مرد پرسید «خیر پیش! به سلامتی كجا می روی؟» مرد جواب داد «می روم فلك را پیدا كنم.»

باغبان گفت «چه كارش داری؟» مرد گفت «تا حالا كه پیداش نكرده ام؛ اگر پیداش كردم خیلی حرف ها دارم از او بپرسم و از ته و توی سرنوشتم با خبر شوم.» باغبان گفت «هر چه می خواهی بپرس. من همان كسی هستم كه دنبالش می گردی.» مرد ذوق زده پرسید «ای فلك! اول بگو بدانم این باغ بی سر و ته با این درخت های تر و تازه و بوته های پلاسیده مال كیست؟» فلك جواب داد «مال آدم های روی زمین است.» مرد پرسید «سهم من كدام است؟» فلك دست مرد را گرفت برد دو سه كرت آن طرفتر و بوته پژمرده ای را به او نشان داد.  ر

مرد به بوته پژمرده و خاك ترك خورده آن نگاه كرد. از ته دل آه كشید و بیل را از دست فلك قاپید. آب را برگرداند پای بوته خودش و گفت «حالا بگو بدانم چرا همیشه دماغ آن ماهی بزرگ می خارد؟» فلك گفت «یك دانه مروارید درشت توی دماغش گیر كرده. باید با مشت بزنند پس سرش تا دانه مروارید بپرد بیرون و حالش خوب بشود.»

مرد پرسید «چرا آن پادشاه در تمام جنگ ها شكست می خورد و هیچوقت پیروزی نصیبش نمی شود؟» فلك جواب داد «آن پادشاهی كه می گویی دختری است كه خودش را به شكل مرد در آورده. اگر می خواهد شكست نخورد, باید شوهر كند.» مرد گفت «یك سؤال دیگر مانده؛ اگر جواب آن را هم بدهی زحمت كم می كنم و از خدمت مرخص می شوم.» فلك گفت «هر چه دلت می خواهد بپرس.» مرد پرسید «دوای درد آن گرگی كه همیشه سرش درد می كند, چیست؟» فلك جواب داد «باید مغز آدم احمقی را بخورد تا سر دردش خوب بشود.»

مرد جواب آخر را كه شنید, معطل نكرد. شاد و خندان راه برگشت را پیش گرفت و رفت تا دوباره رسید به كنار دریا. ماهی بزرگ كه منتظر او بود و داشت ساحل را می پایید, تا او را دید, پرسید «فلك را پیدا كردی؟» مرد گفت «بله.» ماهی گفت «پرسیدی چرا همیشه دماغ من می خارد؟» مرد گفت «اول من را برسان آن طرف دریا تا به تو بگویم.»  رماهی او را برد آن طرف دریا و گفت, حالا بگو ببینم فلك چی گفت.»مرد گفت «مروارید درشتی توی دماغت گیر كرده. یكی باید محكم با مشت بزند پس سرت تا مروارید بیاید بیرون.» ماهی خوشحال شد و گفت «زودباش محكم بزن پس سرم و مروارید را بردار برای خودت.» مرد گفت «من دیگر به چنین چیزهایی احتیاج ندارم؛ چون بوته خودم را حسابی سیراب كرده ام.» هر چه ماهی التماس و درخواست كرد, حرفش به گوش مرد نرفت كه نرفت و مرد او را به حال خودش گذاشت و راهش را گرفت و بی خیال رفتر

پادشاه هم سر راه مرد بود و همین كه او را دید, پرسید «پیغام ما را به فلك رساندی؟» مرد گفت «بله. فلك گفت تو دختر هستی و خودت را به شكل مرد درآورده ای. اگر می خواهی در جنگ پیروز شوی باید شوهر كنی.» دختر گفت «سال های سال كسی از این راز سر در نیاورد؛ اما تو سر از كارم درآوردی. بیا بی سروصدا من را به زنی بگیر و خودت به جای من پادشاهی كن.» مرد گفت «حالا كه بوته ام را سیراب كرده ام, پادشاهی به چه دردم می خورد. حیف است آدم وقتش را صرف این كارها بكند.» دختر هر قدر از مرد خواهش و تمنا كرد و به گوش او خواند كه بیا و من را بگیر, مرد قبول نكرد.

آخر سر به دختر تشر زد و رفت و رفت تا رسید به گرگ. گرگ گفت «ای آدمی زاد دوپا! خیلی شنگول و سرحال به نظر می رسی. دروغ نگفته باشم فلك را پیدا كرده ای.» مرد گفت «راست گفتی! دوای سر درد تو هم مغز یك آدم احمق است و بس.» گرگ گفت «برایم تعریف كن ببینم چطور توانستی فلك را پیدا كنی و در راه به چه چیزهایی برخوردی؟»

مرد رو به روی گرگ نشست و هر چه را شنیده و دیده بود با آب و تاب تعریف كرد. رگرگ كه نزدیك بود از تعجب شاخ در بیاورد, گفت «بگو ببینم چرا مروارید درشت را برای خودت ورنداشتی و برای چه با آن دختر عروسی نكردی؟» مرد گفت «خدا پدرت را بیامرزد! دیگر به مروارید درشت و تخت پادشاهی چه احتیاج دارم؛ چون بوته بختم را حسابی سیراب كرده ام و تا حالا حتماً برای خودش درخت شادابی شده.»

گرگ سری جنباند و گفت «اگر تو از اینجا بروی من از كجا احمق تر از تو پیدا كنم؟» و تند پرید گلوی مرد را گرفت. او را خفه كرد و مغزش را درآورد و خوردر



اوستاد شهریار ایللرین قانادیندا

 

نوع مطلب :اوستاد شهریار ایللرین قانادیندا ،

نوشته شده توسط:علی اكبر ادهم ماراللو آموزگار ششم استان اردبیل شهرستان پارس آباد

اوستاد شهریار ایللرین قانادیندا

1285- نجی ایل شهریور آیی تبریزده، چای قیراغی محله سینده آنادان اولماسی

1288- ده تبریز ده باش وئره ن سیاسی حادثه لر گؤره، اوستاد عائله سی ایله بیرگه، آتا-بابا یوردو خشكناب كندینه گئتمه سی.

1291- ده كنده، ملا محمد باقر و ملا ابراهیمین یانیندا ایلك تحصیله باشلادی.

1292- ده اوستاد حبیب ساهرله دوستلو غونون باش توتماسی

1292- میرزا علی اكبر صابر یارادیجیلیغی تانیش لیغی و ایلك شعر سؤله مه سی.

1294- ده ایلك فارس دیلینده شعر سؤله مه سی.

1295- تبریزین وصفینده ایلك شعر یازماسی.

1298- ده ماراغانین صافی چاپی كناریندا آتاسی ایله بیرلیكده دولاناركن بو چای حاقدا بئشینجی شعر یازماسی.

1299- ده ایلك تحصیلاتینی باشا چاتدیرماسی و اروپا سفریندن واز كئچمه سی.

1299- ده تهرانا كؤچوب اؤز تحصیلینی دوام ائتدیرمه سی.

1299- نجو ایلی اسفند آیی نین 29 یندا تهراندا محمدعلی شاه قاجارین باجیسی اكرم السلطنه نین ائوینده قالماسی.

1300- ده اورتا تحصیلی نین تكمیل لشدیرمه سی.

1302- سئوگی دونیاسینا داخل اولماسی.

1303- عالی طب مكتبینده اوخوماغا باشلاماسی.

1310- دا ایلك شعر كتابی نین چاپدان چیخماسی.

1310- دا ثبت و اسناد اداره سینده ایشه باشلاماسی.

1311- ده نیشابور و مشهد شهرلرینده ایش اوچون كؤچوب قالماسی.

1314- ده تهرانا قاییتماسی.

1315- ده كشاوری (كند تصرفاتی) بانگیندا استخدام اولونماسی.

1316- ده عائله سینی گؤرمك اوچون قیسا مدت تبریزه قاییتماسی.

1318- ده عشقدن شكست نیمه سی و روحی بحرانلارا آلیشماسی.

1325- ده آناسی كوكب خانیم تبریزدن گلیب، بیر مدت اونونلا قالماسی.

1329- دا مشهور حیدربابا منظومه سی نین یازیلماسی.

1331- ده آناسی كوكب خانیمی همیشه لیك ایتیرمه سی.

1332- ده تبریزده قاییتماسی.

1332- ده یاخین قوهوملاریندان اولان و عین حالدا تبریزین آدلیم معلم لریندن عزیزه عبدالخالقی ایله تانیش اولماسی، ارك ین جواریندا چوخورلار كؤچه سینده ائو آلماسی.

1332- ده تبریزده «حیدربابا یه سلام» منظومه سی نین ایشیق اوزو گؤرمه سی.

1333- ده ایلك اوشاغی شهرزادین دونیایا گلمه سی.

1335- ده ابوالحسن آدلی ایكینجی اوشاغی نین دونیایا گلمه سی و 15 گوندن سونرا، اؤلمه سی.

1336- ده مریم آدلی قیزینین دوینایا گلمه سی.

1337- ده معارف وزیری طرفیندن 16 اسفندی شهریار گونو آدلاندیریلماسی.

1337- ده تبریزده نیما یوشیج ایله گؤرشمه سی.

1338- ده دؤردونجی اوشاغی هادی نین دونیایا گلمه سی.

1340- ده سئچیلمیش اثرلرینین انگلیس دیلینه ترجمه ائدیلمه سی.

1342- ده غلامحسین بیگدلی طرفیندن، شاعرین منو گرافیا كتابی نین باكیدا نشر ائدیلمه سی.

1343- ده خشكنابا گئدیب، «حیدربابا یه سلام» منظومه سی ایكینجی بؤلومونون یازیلماسی.

1343- ده شهریار و حیدر بابا یه سلام آدلی اثرین توركیه ده پروفسور احمد آتش طرفیندن ایشیق اوزو گؤرمه سی.

1344- ده كشاورزی بانگیندا تقاعده چاتماسی.

1344- ده ملا پناه واقفین آنادان اولماسی نین 250- نجی ایل دؤنومونه باكییا دعوت ائدیلمه سی.

1346- دا سهندیه منظومه سی نین یارانماسی.

1348- ده مقصودیه كوچه سینه كؤچمه سی.

1350- ده بیر نئچه آی سهندین ائوینده قالماسی و بیر چوخ گؤروشلرین باش توتماسی.

1351- ده تانینمیش تورك عالیمی محرم ارگین طرفیندن حیدربابا یه سلام منظومه سی نین تورك دیلینده ان معتبر بیر سند كیمی تانینماسی و بو خصوصدا آذری توركجه سی آدلی اثرین ایشیق اوز گؤرمه سی.

1351- ده داغستانلی شاعر رسول حمزه اوغلو ایله تبریز ده گؤروشو.

1352- ده تهراندا قالماسی.

1353- ده عؤمور یولداشی عزیزه خانیمین دونیادان كؤچمه سی.

1356- ده تبریزه قایتماسی.

1357- ده ایران اسلام انقلابینی منیمسه مه سی.

1361- ده اوستا شیدانین همتی ایله شهریارین آذربایجان دیلینده اثرلرینین تبریز ده ایشق اوزو گؤرمه سی.

1365- بیر آیلیق اسكو سفری.

1366- ده هوشنگ ابتهاج (سایه و شفیعی كدكنی ایله تبریز ده گؤرشمه سی.

1366- نجی ایلی تیر آیی نین 29- یندا معظم انقلاب رهبر آیت الله خامنه ایله گورشو ، بو گؤرشده بیر چوخ آذربایجان شاعرلرین اشتراك ائتمه سی.

1366- نجی ایلی آذر آیی نین 19- یندا تبریزین امام خمینی خسته خاناسیندا 4 آی قالماسی.

167- نجی ایلی مرداد آیی نین 9- ندا تهرانین مهر خسته خاناسیندا آپاریلماسی، بوردا تانیمیش فارس ادبیاتی نماینده لریندن مهدی اخوان ثالث، فریدون مشیری، سیمین بهبنانی ، شفیعی كدكندی و بیر چوخ آذربایجان شاعرلری ائله جه ده مفتون امینی و یوزلرجه بو كیمی لرین، اوستادین عیادتینه گئتمه سی.

1367- نجی الی شهریور آیی نین 27- سینده تهراندا دونیادان گؤز یومماسی و بیر گون سونرا جنازه سی نین تبریزه گتیریلمه سی و مقبره الشعرا دا سون منزله كؤچمه سی.

قایناقلار:

1- ویژه نامه اختر، 1381، چاپ تبریز، سالشماری زندگی شهریار، جمشید علیزاده.

2- یالان دونیا، حكیمه بلوری باكی.

تایپ شده از: سررسید آذربایجان (گنجینه تاش)، تالیف حسن ضیایی جباری



  • تعداد کل صفحات:22 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...